الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

416

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )

شما نزد من از برگ درختى كه در دهان ملخى در حال جويدن باشد پست‌تر و بىارزش‌تر است . على را با نعمتهاى فانى دنيا و لذّتهاى ناپايدار آن چه كار ؟ ! به خدا پناه مىبريم از خواب رفتن عقل و لغزش‌هاى قبيح و زشت و در اين راه از او يارى مىطلبيم . شرح و تفسير داستان اشعث بن قيس منافق در بخش گذشته - چنان كه ديديم - امام عليه السّلام براى مأيوس كردن همهء امتياز طلبان ناروا از بيت المال مسلمين ، داستان تاريخى برادرش عقيل و حديدهء محماة را بيان فرمود ؛ داستانى كه فرهنگ عدالت اسلامى و مقدّم داشتن ضابطه بر رابطه در آن موج مىزد . سپس در اين بخش از خطبه ، روى مصداق روشن ديگرى از اين قبيل دست مىگذارد و داستان اشعث بن قيس منافق را بيان مىدارد و مىفرمايد : « از اين شگفت‌انگيزتر داستان كسى است ( اشعث بن قيس منافق ) كه نيمه‌شب در خانه را زد و ظرف سرپوشيده‌اى ( پر از حلواى خوش طعم و شيرين ) براى من هديه آورد . معجونى بود كه من از آن متنفر شدم . گويى با آب دهان مار يا استفراغ او خمير شده بود » ؛ ( و أعجب من ذلك طارق « 1 » طرقنا بملفوفة في وعائها ، و معجونة شنئتها « 2 » ، كأنّما عجنت بريق حيّة أوقيئها ) . معروف اين است كه اين كوبندهء در همان اشعث بن قيس ، رئيس منافقان كوفه بود ؛ شخصى كه شبيه عبد اللّه ، بن ابىّ ، منافق معروف عصر پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و إله بود . امّا اينكه امام عليه السّلام مىفرمايد : من از حلواى لذيذ متنفر بودم و گويى با آب دهان

--> ( 1 ) . « طارق » از ريشهء « طروق » و « طرق » به معناى زدن و كوبيدن است و به كسى كه شبانه به سراغ ديگرى مىرود « طارق » گفته مىشود ، زيرا معمولا در بسته است و بايد در را بكوبد و وارد شود . ( 2 ) . « شنئت » از ريشهء « شنئان » بر وزن « نوسان » به معناى بغض و دورى كردن است ، بنابراين « شنئت » يعنى آن را دشمن داشتم .